پای عشقم هست وخود افتاده ام دردام عشق
دام نه! باشد مرا آسایش از انجام عشق
روی یار و صافی آئینه و بنیان جام
در زلال مِی هویدا ، نقش او در جام عشق
رندی ومستی بود محصول دشت عاشقی
عزت نفس است که منتج میشود از نام عشق
کفتر مهراست که درگنجایش هفت آسمان
شرح پروازش بود تفسیرِ اوج از بام عشق
دل اگر اندیشه گیرد از کلاس عاشقی
سرکش ار باشد شود چون ببروحشی رام عشق
ایدل ار عاشق شوی هرگز نمبینی زیان
سینه ی وارسته گیرد هستی از فرجام عشق
رنگ عشق وعاشقی عینیت هوشیاری است
رنگ دارد آن که را باشد به سر ابهام عشق
عصر اوهام ومجاز و ترس وبیم سایه ها
پیک عشقی کو که آرد برکسی پیغام عشق
از دورنگی کس نبیند عشق را آئینه سان
قلب ، چون آئینه گردد آیدش الهام عشق
پخته گشتم در تنور معرفت با پای جان
پای دل سوی صفا رفت تاکه گشتم خام عشق
درج کن"محزون"به سقف آسمانها این سخن
کس نمی بیند به گیتی خوشتر از ایام عشق


تاریخ : یکشنبه 1397/03/6 | 06:19 ب.ظ | نویسنده : رویــــROYAــا | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آموزش کامپیوتر
  • وب فروشگاه اینترنتی مدرن
  • وب فارم آنلاین
  • خرید بک لینک دائمی