سوایِ حافظ وسعدی ترانه بی رنگ شد
سپاهِ وزن و قوافی همیشه در جنگ شد
غزل به گریه در افتاد ومثنوی دق کرد
جفنگ برآمد ازیرا که قافیه تنگ شد
وجود مطرب ومی شد حدیث بیگانه
بساط رندی ومستی ،درانجمن لنگ شد
خلوص وعشق ومحبت، وقاروعهدووفا
گریخت از لب شاعر، دچار نیرنگ شد
نمودِ لیلی ومجنون، ز درس ما گم گشت
میانِ مدرسه معنی، خمود وبی رنگ شد
وجود فاصله تکثیرگشت وعشق افسّرد
میان عاشق و معشوق ، هزار فرسنگ شد
زخنده های سترون ، بسی ریا روئید
رّخان آینه زخمی ، ز آفتِ زنگ شد
خمار باده فنا گشت وراز مستی هم
چو رندِ کاذبِ دوران ، خمار، از بنگ شد
نمودِ عصر مجازست ، فسوس محزونی
سرودِ رندی ومستی برون ز آهنگ شد


تاریخ : یکشنبه 1397/03/6 | 06:15 ب.ظ | نویسنده : رویــــROYAــا | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آموزش کامپیوتر
  • وب فروشگاه اینترنتی مدرن
  • وب فارم آنلاین
  • خرید بک لینک دائمی