تبلیغات
آوای دل از شـهر امام مهربانی ها : مشهد مقدّس


تاریخ : شنبه 1397/06/24 | 01:08 ق.ظ | نویسنده : رویــــROYAــا | نظرات
زگذشته بگذر ای جان که زوال حال باشد
وکنون شود غم افزا چو به دل زوال باشد
ز گذشته عبرت آموز و بزن به ساز آتی
که نوای ساز فردا ، هدفش کمال باشد
و ننوش چشمه ای را که نشانه اش ندانی
گرش آن روان بینی و دلش زلال باشد
ز صفای سینه بستان قدحی زدست ساقی
که می از سبوی دلبر همه گه حلال باشد
ز ره امیدواران گذری به ملک جان کن
که سرای نا امیدی ، همه ابتذال باشد
مطلب ز دست ناکس بر ِ احتیاج ، نانی
که زناکسان محبت به کسان محال باشد
چو به صبحدم نشینی تو به گفتگوی دلبر
به نشاط جان برائی ، اگرت ملال باشد
دل عاشق ار پذیرد غم هجر و درد فرقت
همه آن بود که او را نگه وصال باشد
به صفای لحظه بنشین وبخوان سرود یاری
که روال عمر" محزون" ،همه ماه وسال باشد
31/6/97

تاریخ : دوشنبه 1397/07/2 | 09:32 ق.ظ | نویسنده : رویــــROYAــا | نظرات
زگذشته بگذر ای جان که زوال حال باشد
وکنون شود غم افزا چو به دل زوال باشد
ز گذشته عبرت آموز و بزن به ساز آتی
که نوای ساز فردا ، هدفش کمال باشد
و ننوش چشمه ای را که نشانه اش ندانی
گرش آن روان بینی و دلش زلال باشد
ز صفای سینه بستان قدحی زدست ساقی
که می از سبوی دلبر همه گه حلال باشد
ز ره امیدواران گذری به ملک جان کن
که سرای نا امیدی ، همه ابتذال باشد
مطلب ز دست ناکس بر ِ احتیاج ، نانی
که زناکسان محبت به کسان محال باشد
چو به صبحدم نشینی تو به گفتگوی دلبر
به نشاط جان برائی ، اگرت ملال باشد
دل عاشق ار پذیرد غم هجر و درد فرقت
همه آن بود که او را نگه وصال باشد
به صفای لحظه بنشین وبخوان سرود یاری
که روال عمر" محزون" ،همه ماه وسال باشد
31/6/97

تاریخ : دوشنبه 1397/07/2 | 09:31 ق.ظ | نویسنده : رویــــROYAــا | نظرات

چه خوش باشد بیفتی درره عشق
جدا ازلحظه ، گاه وبی گه عشق
بلی درعشق باید همچو مجنون
بشداز عشق لیلی مست ومفتون
براه عشق باید بی ریا بود
به راه آشنائی ، آشــــنا بود
بباید آشنا را آشـــنا دید
وفا رادر وفا بی انتـــها دید
بپای عشق باید ترک جان کرد
هرآنچه دل طلب دارد همان کرد
براه عشق باید جمله جان بود
هرآنچه یارمیخواهد همان بود
به سیر عشق باید نای نی بود
رها در بحر بی پایان می بود
رها در عشق باید عاشقانه
شراب عشق نوشی عارفانه
لباس عشق راباید بتن کرد
که تا با عاشقان داد سخن کرد
براه عشق دل آئینه باید
دل آئینه را زنگار ناید
چو محزونی براه عشق باید
نفس با یاد یار از دل برآید
68 مشهد


تاریخ : یکشنبه 1397/07/1 | 11:51 ب.ظ | نویسنده : رویــــROYAــا | نظرات
باز این چه شورشست که در خلق عالم است
باز این چه نوحه وچه نواهای مبهم است
جمعی سیه به تن ، همه آن سوی واقعه
دیوانه سان ببین ، چه بساطی فراهم است
باز این چه نوحه وچه حدیث وچه تعزیت
گویا که جشن عیش، ز سمیرا وادهم است
مداح ونوحه گر، همه آن سوی اعتقاد
بزم طرب ببین، که نمودش مسلم است
مداح ونوحه خوان همه کاسب ، ولی حسین
تنها بهانه ای ، ز شکوه محرم است
گم گشته از هدف همه برسر زنان ، ولی
سردار نینوا ، دل پاکش پراز غم است
عصر نود کنون ، زحسین بن مرتضی
آزاده مردیش به جهانی مجسم است
نهی مناهی است ، خط سبز نگاه او
هرکو حسینی است نگهش سبز وخرم است
این دشت لاله گون همه ساله به رویش است
بل تا قیامت این ، گل وگلشن مکرم است
ماه محرم و ، خط سرخ شهادت است
درس وپیام آن، چو کتابِ معظم است
یاران کربلا ، همه در وادی حسین
گویند قیام ما ، شرف وعز آدم است
"محزونی" از وفا به تاسی ز محتشم
گوید چه نوحه این؟چه عزا وچه ماتم است


تاریخ : شنبه 1397/06/24 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : رویــــROYAــا | نظرات
تعداد کل صفحات : 27 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب آموزش کامپیوتر
  • وب فروشگاه اینترنتی مدرن
  • وب فارم آنلاین
  • خرید بک لینک دائمی